مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى
صفحه اول »  مجمع جهانى تقريب »  مجمع جهانی تقریب » 
درباره مجمع
     

درباره مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي

مسألة وحدت و تقريب مذاهب اسلامي از ديرباز همواره جزء اهداف و آمال آزاد انديشان، متفکران و شخصيت‌هاي مصلح سياسي و مذهبي بوده و تلاش براي تحقق آن در اعصار گوناگون، با فراز و نشيب فراوان روبه‌رو گرديده است. از ابتداي تشکيل نظام جمهوري اسلامي ايران نيز وصول به اين هدف مقدس که متکي به ريشه‌هاي استوار در کتاب و سنت مي باشد، يکي از بزرگترين اهداف رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خميني (ره) بوده است.

طرح مسألة تقريب مذاهب در جهان اسلام، به معناي «نزديک شدن پيروان مذاهب اسلامي با هدف شناخت يکديگر و دستيابي به اخوت ديني بر اساس اصول مسلم و مشترکات اسلامي»، در پي ناهمسازگري ها و تفرقه‌هاي موجود ميان جوامع مختلف اسلامي آغاز گرديد. تبعات ناشي از اين مسئله، در روابط قومي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مسلمانان هويدا شد؛ و به موازات پيدايش اين اختلافات، تلاش در جهت همبستگي و وحدت ميان مسلمانان از سوي دانشمندان و مصلحان جامعة اسلامي آغاز گرديد. در اثر اين تلاش‌ها، تا قرن ششم هجري، تلاقي گستردة انديشه ميان عالمان و حاملان حديث از مذاهب مختلف اسلامي يافت مي‌شود. در اين دوران، وجود مناظره‌هاي علمي بسيار ميان انديشمندان و در اغلب موارد، واقع‌گرايي و تلاش در جهت پيشبرد مطالعات علمي و پژوهشي بدون ابراز تعصب ناروا نسبت به يک مذهب خاص، نشان از نزديکي و همسازگرايي فرقه‌هاي گوناگون اسلامي دارد.

گرچه در دوره‌هاي بعد، تلاش در راستاي وحدت مسلمانان دچار فراز و نشيب‌هاي فراواني گرديد، اما از اواسط قرن بيستم ميلادي و در پي سوء استفاده‌هاي غرب و استعمار کهنة آن و دستاويز قراردادن اختلافات جزيي مذهبي ميان مسلمانان و بزرگ جلوه دادن آن براي جلوگيري از قدرت گيري و اتحاد جهان اسلام، با ظهور مصلحاني چون سيد جمال الدين اسد آبادي، شيخ محمد عبده، شيخ محمد حسين کاشف الغطاء، شيخ عبد المجيد سليم، شيخ محمود شلتوت، شيخ محمد تقي قمي، آيت الله العظمي بروجردي و بسياري ديگر از پرچمداران وحدت، اين امر مهم شتاب بيشتري يافت تا مسلمانان که پايبندي به برخي از آراء نامربوط به عقايد ضروري، آنان را از هم دور مي‌كرد به همگرايي و وحدت فراخوانده شوند.

اهميت طرح انديشة تقريب و وحدت ميان مذاهب اسلامي زماني روشن مي‌گردد که در نظر داشته باشيم اين مسأله، يعني اختلاف ميان مسلمانان، روزنه و پاشنة آشيلي است براي بهره برداري مخالفان و دشمنان اسلام. در طول تاريخ، همواره شاهد بوده ايم هر جا استعمار بر آن شده است تا ضربه‌اي به مسلمين بزند، مهمترين ابزارش دميدن بر خاکستر اختلافات و شعله ور ساختن تعصبات مذهبي ميان اقوام و جوامع اسلامي بوده است. از آنجا که بازيابي اقتدار گذشتة جهان اسلام جز از طريق وحدت ميان مسلمانان و نزديکي به يکديگر امکان پذير نيست، دشمنان پيوسته در تلاش بوده‌اند تا از يکپارچه شدن اين امت جلوگيري کنند و با طرح مسائل اختلافي، مانع دستيابي آنان به اين هدف عالي گردند.

اين در حالي است که امت مسلمان، از هر فرقه و مذهبي، پايبند به اصول اساسي دين مبين اسلام هستند که در ميان همة آنان يکسان است و فرقه‌هاي مختلف اسلامي حتي در بسياري از فروع نيز با يکديگر مشترکند و عالمان و انديشمندان مسلمان مي‌توانند- و بايد- با رجوع به اين مباني و تأکيد بر آن، راه را براي وصول به اين هدف متعالي هموار گردانند و دسيسه‌هاي دشمنان در بزرگ ساختن موارد اختلافي را با هوشياري و تلاش نقش بر آب کنند.

بر همين اساس بود که از ميان شخصيت هاي ياد شده، استاد شيخ محمد تقي قمي از حوزة علمية شيعه به قاهره، مرکز بزرگ علمي و محل اجتماع دانشمندان اهل سنت مهاجرت کرد و نهال تقريب را در آنجا نشاند. وي براي اهل سنت تبيين کرد که شيعه را با فرقة غلات و مخطئه اشتباه گرفته اند؛ همچنان که شيعه نيز اهل سنت را با فرقة ناصبي اشتباه گرفته است. او در تبادل انديشه با علماي اهل سنت و طرح انديشه‌هاي خود همه را به وحدت کلمه و سعة صدر دعوت نمود. حاصل اين تبادل انديشه، ايجاد مرکزي به نام «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» بود. از جمله نخستين فعاليت هاي اين مرکز انتشار مجلة رسالة الاسلام بود که نخستين شمارة آن در ربيع الاول 1368هـ. (ژانويه 1949م.) منتشر شد و تا رمضان 1392هـ. (اکتبر 1972م.) ادامه داشت و مقالات علمي و ارزشمند متعددي در حوزة مطالعات تطبيقي به قلم گروهي از عالمان مذاهب مختلف اسلامي در آن درج مي شد. از ديگر فعاليت هاي برجستة دارالتقريب قاهره، اهتمام به تصحيح و انتشار کتاب «مجمع البيان لعلوم القرآن» اثر امين الاسلام طبرسي از علما و مفسران قرن ششم هجري است. شيخ عبد المجيد سليم، رئيس وقت الأزهر، لب به ستايش اين کتاب گشود و آن را کتابي ارزشمند و پربار و يکي از کتاب‌هاي مرجع در تفسير و علوم قرآن دانست.

فتواي شيخ محمود شلتوت، شيخ الأزهر، در 17 ربيع الاول 1378 هجري، در جواز مراجعه به همة مذاهب اسلامي معروف از جمله مذهب جعفري، اوج فعاليت ها و نتايج ايجاد اين مرکز بود. متن فتوا حاوي موارد مهم و قابل تأملي بود که تاآن زمان سابقه نداشت. در اين فتوا آمده است:

 «اسلام هيچ يک از پيروان خود را به پيروي از مذهب معيني ملزم نکرده است؛ بلکه هر مسلماني حق دارد از هر مذهبي که به طور صحيح نقل شده و احکام آن در کتاب‌هاي مخصوص خودش تدوين گشته پيروي کند. و هرکس از يکي از اين مذاهب تقليد کرده، حق دارد به مذهب ديگر - هر مذهبي که باشد- منتقل شود و هيچ گونه ايرادي دراين باره بر او نيست.

مذهب جعفري معروف به «شيعة امامية اثنا عشريه» مذهبي است که شرعاً تعبد به آن همچون ساير مذاهب اهل سنت جايز مي‌باشد؛ بنابراين شايسته است که مسلمانان اين حقيقت را بشناسند و از تعصب ناروا نسبت به مذاهب معيني دوري کنند. زيرا دين خداوند و شريعت او منحصر به مذهب معيني نيست بلکه همة امامان، مجتهداني بوده‌اند که اجتهادشان نزد خداوند متعال پذيرفته شده و کساني که اهل‌نظر و اجتهاد نيستند مي‌توانند از آنها تقليد کنند و در اين باره بين عبادات و معاملات فرقي نيست.»

اين‌گونه بود که رفته رفته انديشة تقريب، در قالب يک مکتب فکري در مجامع علمي اسلامي مورد توجه قرار گرفت؛ مکتبي که پايه و اساس آن مبتني بر بحث و استدلال علمي و کتاب وسنت بود. در همين راستا تبادل انديشه ها ميان دانشمندان مذاهب مختلف، روندي صعودي گرفت.

پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و ايجاد يک حکومت اسلامي توسط بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره)، زمينه‌ساز گسترش اين تلاش در ميان مسلمانان گرديد. طرح شعار وحدت و اهتمام ويژة امام راحل به اين انديشة راهبردي در قانون اساسي جمهوري اسلامي تبلور يافت؛ آنجا که بيان مي‌گردد پيروان مذاهب اسلامي از آزادي کامل در پايبندي به اعتقادات خويش برخوردارند. حتي اين پيروان حق دارند به دادگاه هايي که بر اساس ديدگاه آنان حکم مي‌كنند مراجعه نمايند. نمونة بارز ديگر از اهتمام اين انقلاب بر وحدت امت اسلامي، تعظيم شعائر ديني نظير حج و نماز جمعه است که از بزرگترين عرصه‌هاي اجتماع مردمي در اسلام مي باشد.

جمهوري اسلامي با نامگذاري فاصلة ميان دوازدهم تا هفدهم ربيع الاول به نام هفتة وحدت، بر آن بوده است تا مسلمانان همچنان که جشن‌هاي ميلاد پرشکوه پيامبر اسلام (ص) را برگزار مي‌كنند، از نظر فکري و معنوي نيز با تمام وجود در جوي از وحدت اسلامي قرار گيرند؛ و باعث شده است مسأله‌اي که شايد مي‌توانست عاملي براي تشديد اختلافات ميان مسلمانان شيعه و سني باشد، رهيافتي به سوي وحدت آنان گردد. کنفرانس بين المللي وحدت اسلامي نيز در همين راستا و در ايام هفتة وحدت، با اهتمام فراوان برگزار مي شود.

به دنبال برگزاري چهارمين کنفرانس وحدت اسلامي که با حضور جمعي از انديشمندان جهان اسلام از سوي سازمان تبليغات اسلامي در تهران برگزار شد، رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه‌اي دستور تشکيل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي را صادر فرمودند. اين مجمع که رسالت اصلي آن طبق آنچه در استراتژي آن آمده، عبارت است از «ارتقاي سطح آشنايي و آگاهي و تعميق تفاهم بين پيروان مذاهب اسلامي و تقويت احترام متقابل و تحكيم رشته هاي اخوت اسلامي در بين مسلمانان بدون هيچ گونه تمايزي از لحاظ تعلقات فرقه اي، قومي يا ملي آنان به منظور رسيدن به امت واحدة اسلامي.»

اين کتاب، معرفي اجمالي اهداف، ساختار و فعاليت هاي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي است که جهت آشنايي بيشتر مسلمانان با اين مرکز، از سوي معاونت فرهنگي مجمع تهيه شده است.

                                             *    *    *

    مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در سال 1369 هجري شمسي به دستور مقام معظم رهبري و انتصاب دبير كل و اعضاي شوراي عالي از سوي معظم له آغاز به كار كرد.

شوراي عالي مجمع، در اولين گام، اساسنامه و ساختار مجمع را تصويب نمود و اركان آن را بر سه اساس علمي و فرهنگي و ارتباطات داخلي و بين‌المللي بنا گذاشت. اين شورا در سال دهم فعاليت خود، استراتژي مجمع را تصويب كرد.

 

الف) استراتژي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در

فاصلة سال‌هاي 1382 تا 1391 هـ.ش

تدوين برنامه ريزي راهبردي از آن روي اهميت دارد كه هر چند سازماني در فعاليت‌هاي گذشتة خود موفقيت هايي داشته باشد، اما موفقيت در گذشته، هيچ تضميني براي دست يابي به موفقيت در آينده نيست. در همين راستا، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي جهت دست يابي به آرمان ها و اهداف خود، طرح جامع برنامه ريزي استراتژيك را تهيه نمود و آن را به نشست بين المللي شوراي عالي مجمع كه در تاريخ 2 و3 دي ماه 1381 در تهران برگزار شد، تقديم كرد. شوراي عالي در اين اجلاس آن را بررسي و تصويب نمود.

متن استراتژي مجمع

فصل اول: مفاهيم اختصاصي

1 ـ تقريب

از نظر مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، تقريب عبارت است از

نزديك شدن پيروان مذاهب اسلامي براي شناخت يكديگر به منظور دست يابي به اخوت ديني بر اساس اصول مسلم و مشتركات اسلامي.

2 ـ وحدت اسلامي

وحدت اسلامي عبارت است از هم كاري و تعاون پيروان مذاهب اسلامي بر اساس اصول مسلم و مشترك اسلامي واتخاذ موضع واحد براي تحقق اهداف و مصالح عالية امت اسلامي وموضع گيري واحد در برابر دشمنان اسلام واحترام به التزام قلبي و عملي هر يك از مسلمانان به مذهب خود.

3 ـ مذاهب اسلامي

 مقصود از مذاهب اسلامي آن دسته از مكاتب فقهي معروف اسلامي هستند كه داراي نظام اجتهادي منسجم و مستند به كتاب و سنت مي باشند. از نظر مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي اين مذاهب فقهي به رسميت شناخته شده عبارت اند از: مذهب حنفي، شافعي، مالكي و حنبلي از اهل سنت ومذهب اثني عشري و زيدي از شيعه؛ و مذهب اباضي. (البته مذاهبي هستند كه يا پيرو ندارند و يا در يكي از مذاهب مذكور، مندرج مي باشند و يا به شكل آراي فردي كه مقيد به مذهب معيني نيستند عمل مي ‌كنند).

فصل دوم: مباني تقريب

حركت تقريب بين مذاهب بر مباني و اصولي كلي استوار است كه مهم ترين آن ها عبارت است از:

1 ـ قرآن كريم و سنت شريف نبوي دو منبع اساسي براي شريعت اسلام هستند و تمام مذاهب اسلامي در اين دو اصل مشترك‌اند و حجيت ساير منابع در گرو استناد به اين دو منبع اصلي است.

 2 ـ ايمان به اصول و اركان زير ملاك اسلاميت است:

الف ـ ايمان به وحدانيت خداوند تعالي (توحيد)

ب ـ ايمان به نبوت و خاتميت رسول اكرم حضرت محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) و سنت پيامبر به عنوان يكي از منابع اصلي دين

 ج ـ ايمان به قرآن كريم و مفاهيم و احكام آن به عنوان اولين منبع دين اسلام

د ـ ايمان به معاد

هـ ـ عدم انكار ضروريات دين و تسليم شدن به اركان اسلام مثل نماز، زكات، روزه، حج، جهاد و

3 ـ مشروعيت اجتهاد و آزادي بحث: اسلام با به رسميت شناختن اجتهاد در چارچوب منابع اصلي اسلامي اختلافات فكري را پذيرفته است. مسلمانان بايد اختلافات اجتهادي را امري طبيعي قلمداد كنند و به رأي ديگران احترام بگذارند.

4 ـ وحدت اسلامي يكي از ويژگي هاي امت اسلامي در قرآن مجيد و از اصول بسيار مهم آن است. اين اصل در موارد تزاحم با اصول داراي اهميت كم تر بر آنان مقدم مي شود.

5 ـ اصل برادري اسلامي مبنايي كلي براي تعامل بين مسلمانان است.

فصل سوم: رسالت و چشم انداز مجمع

رسالت مجمع جهاني تقريب عبارت است از: «ارتقاي سطح آشنايي و آگاهي و تعميق تفاهم بين پيروان مذاهب اسلامي و تقويت احترام متقابل و تحكيم رشتههاي اخوت در بين مسلمانان بدون هيچ گونه تمايزي از لحاظ تعلقات فرقه‌اي، قومي يا ملي آنان به منظور رسيدن به امت واحدة اسلامي.»

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي مجموعه اي است متشكل از ده ها تن از علماي مذاهب اسلامي در كشورهاي مختلف جهان كه به عنوان يكي از مراكز مهم منادي تقريب و وحدت در جهان اسلام شناخته شده و زمينه‌ساز تعامل ميان پيروان مذاهب مختلف اسلامي مي باشد. اين مجمع در نظر دارد در ده سال آينده شرايط مطلوب ذيل را محقق گرداند:

1 ـ نزديك تر ساختن وضعيت جامعة امروز اسلامي به وضعيت عصر رسول اكرم(ص) به عنوان الگو از جهت برادري ديني و از بين‌بردن خصومت و تعصبات فرقه اي ميان پيروان مذاهب اسلامي.

2 ـ گسترش هم بستگي موجود ميان برخي از مذاهب اسلامي به ساير مذاهب اسلامي و تمام مسلمانان.

3 ـ پذيرش و مقبوليت عمومي مسلمانان نسبت به اختلافات مذهبي برخاسته از اجتهادات ضابطه مند.

 4 ـ الگو قراردادن رفتار ائمة مذاهب اسلامي با يكديگر و گسترش آن در ميان پيروان امروز آنان.

فصل چهارم : زمينه هاي تقريب

زمينه هاي تقريب مذاهب اسلامي، تمام ابعاد زندگي پيروان اين مذاهب را در بر مي‌گيرد. از آن جمله است:

 اعتقادات

همة مذاهب اسلامي به اصول اعتقادي (توحيد، نبوت، معاد و) و اركان اسلام باور مشترك و واحدي دارند و اختلاف در فروعات آن خللي به اصل اسلام و برادري اسلامي وارد نمي سازد.

فقه و قواعد آن

طبق نظر محققين و فقهاي مذاهب، مشتركات در ابواب فقهي نسبت بالايي را به خود اختصاص داده است واختلاف نظردر برخي مسائل فقهي نيز طبيعي و برگرفته از برداشت‌هاي اجتهادي فقيهان است.

اخلاق و فرهنگ اسلامي

مذاهب اسلامي در زمينة اخلاق فردي و اجتماعي و فرهنگ اسلامي اختلافي ندارند و پيامبر اكرم الگوي اخلاقي همة مسلمانان است.

تاريخ

 بدون شك، مسلمانان در وحدت مسير تاريخي اسلام در مقاطع اساسي آن اتفاق نظر دارند و اختلافات فرعي و جزئي را مي توان در جوّي آرام مطرح ساخت و در موارد بسياري به اتفاق نظر رسيد. لذا نبايد اختلاف نظرها آثار منفي بر روند كنوني امت اسلامي بگذارد.

موضع گيري هاي سياسي امت اسلامي

طبيعي است كه همة مسلمانان دشمنان مشتركي دارند كه مي بايست در برابر آنان هم چون بنياني مرصوص و در صفي واحد استوار بايستند. ويژگي هاي امت اسلامي نيز بر اين اصل تأكيد مضاعف دارد و منعي در هيچ يك از مذاهب اسلامي در اين زمينه وارد نشده است و بر رهبران و علما و روشنفكران مسلمان است كه سياست واحدي را در برابر دشمنان در پيش گيرند.

فصل پنجم: اصول و ارزش ها

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در حركت اصلاحي خود و انجام برنامه هايش به اين اصول و ارزش ها پايبند است:

ـ ضرورت هم كاري همه جانبه در موارد مورد اتفاق مسلمانان.

ـ لزوم موضع گيري هماهنگ و واحد در برابر دشمنان اسلام.

ـ پرهيز از نسبت دادن كفر و فسق و بدعت به يكديگر.

 ما مسلمانان با پذيرش مشروعيت اجتهاد در چارچوب منابع اصيل اسلامي بايستي لوازم و تبعات اين اصل را هم بپذيريم و اگر يك نظر اجتهادي از ديدگاه ما خطا بود، صاحب آن را به كفر و فسق متهم نكنيم. بنابراين، امور اختلافي را از رتبة كفر و ايمان به رتبة خطا و صواب بايد تنزل داد.

از طرف ديگر نبايد كسي را به علت لوازم سخن يا اعتقادش كه از نظر ما به انكار اصول دين منتهي مي شود، تكفير نماييم زيرا ممكن است او به اين لوازم اعتقاد نداشته باشد.

ـ برخورد محترمانه در امور اختلافي: وقتي اسلام نوعي شكيبايي ديني را در مناسبات خود با ساير اديان توصيه مي كند و از مسلمانان مي خواهد كه به مقدسات فكري و اعتقادي باطل ديگران بي حرمتي ننمايند، به طريق اولي در مناسبات بين مسلمانان، اصل اجتناب از بي حرمتي به مقدسات پيروان مذاهب اسلامي را مورد تأكيد قرار مي دهد و آنان را به معذور دانستن يكديگر در امور اختلافي دعوت مي نمايد.

ـ آزادي اختيار مذهب : اصل آزادي مذهبي به عنوان يك اصل كلي در روابط فردي جريان خواهد داشت. پس هر فرد در انتخاب مذهب اسلامي خود آزاد است. سازمان ها و دولت ها نبايستي مذهبي را به اجبار به ديگران تحميل نمايند بلكه بايد همة مذاهب اسلامي را به رسميت بشناسند.

ـ آزادي عمل به احكام شخصيه: در مسائل مربوط به احوال شخصيه، پيروان مذاهب اسلامي تابع مقررات مربوط به مذهب متبوع خود هستند؛ مگر در امور مربوط به نظم عمومي كه قوانين جاري كشور متبوع آنان حاكم خواهد بود.

ـ حل اختلافات از طريق گفت وگوي سالم و رعايت آداب آن: بر اساس آية شريفة «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه» قرآن كريم مسلمانان را به گفت وگوي مسالمت آميز و بدون هياهو با كفار و اهل كتاب، براي رسيدن به حقيقت، دعوت كرده است. بنابراين بر مسلمانان به طريق اولي لازم است اختلافات خود را از طريق گفت وگوي سالم و رعايت آداب آن حل و فصل نمايند.

ـ لزوم اهتمام همة مسلمانان به ابعاد عملي تقريب و تبلور ارزش هاي آن و نيز تلاش همه جانبه در راه اجراي شريعت اسلامي در تمام عرصه هاي زندگي.

فصل ششم: اهداف رسمي و سازماني

هدف رسمي1: كمك به امر احيا و گسترش فرهنگ و معارف اسلامي و دفاع از حريم قرآن كريم و سنت پيامبر اكرم(ص).

هدف رسمي2: كوشش در راه ايجاد آشنايي و تفاهم بيشتر بين علما، متفكران و پيشوايان مذهبي جهان اسلام در زمينه هاي اعتقادي، فقهي، اجتماعي و سياسي.

هدف رسمي3: گسترش انديشة تقريب در بين انديشمندان و فرهيختگان جهان اسلام و انتقال آن به توده هاي مسلمان و آگاه كردن آنان از توطئه هاي تفرقه انگيز دشمنان اسلام.

هدف رسمي 4: رفع بدبيني ها و شبهات بين پيروان مذاهب اسلامي.

هدف رسمي 5: كوشش در تحكيم و اشاعة اصل اجتهاد و استنباط در مذاهب اسلامي.

هدف رسمي6: سعي در ايجاد هماهنگي و تشكيل جبهة واحد در مقابل توطئه هاي تبليغاتي و تهاجم فرهنگي دشمنان اسلام بر اساس اصول مسلم اسلامي.

 

ب) اساسنامة مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي

فصل اول: كليات

مادة اول: مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي كه از اين پس در اين اساسنامه مجمع تقريب ناميده مي شود، مؤسسه اي است اسلامي، علمي، فرهنگي و جهاني كه به دستور حضرت آيت الله خامنه اي، ولي امر مسلمين در سال 1369 هجري شمسي تأسيس شده و داراي شخصيت حقوقي مستقل است و طبق مقررات اين اساسنامه اداره مي شود.

مادة دوم: محل اصلي مجمع تقريب تهران ـ خيابان آيت الله طالقاني ـ پلاك 248 است و مي تواند در صورت ضرورت در نقاط مهم ايران و ساير كشورهاي جهان شعب يا دفاتري تأسيس كند.

مادة سوم: اشراف و نظارت عاليه بر مجمع تقريب با ولي امر مسلمين است.

مادة چهارم: زمان فعاليت مجمع نا محدود است.

فصل دوم: اهداف

مادة پنجم: مجمع تقريب براي رسيدن به اهداف زير فعاليت مي كند:

الف ـ كمك به امر احيا و گسترش فرهنگ و معارف اسلامي و دفاع از حريم قرآن كريم و سنت پيامبر اكرم(ص).

ب ـ كوشش در راه ايجاد آشنايي و تفاهم بيشتر بين علما، متفكران و پيشوايان مذهبي جهان اسلام در زمينه هاي اعتقادي، فقهي، اجتماعي و سياسي.

ج ـ گسترش انديشة تقريب بين انديشمندان و فرهيختگان جهان اسلام و انتقال آن به توده هاي مسلمان و آگاه كردن آنان از توطئه هاي تفرقه انگيز دشمنان.

د ـ كوشش در تحكيم و اشاعة اصل اجتهاد و استنباط در مذاهب اسلامي.

هـ ـ سعي در ايجاد هماهنگي و تشكيل جبهة واحد در مقابل توطئه هاي تبليغاتي و تهاجم فرهنگي دشمنان اسلام بر اساس اصول مسلم اسلامي.

و ـ رفع بدبيني ها و شبهات بين پيروان مذاهب اسلامي.

تبصرة 1: مجمع تقريب مؤسسة غير انتفاعي است.

فصل سوم: راه كارها

مادة ششم: مجمع تقريب اهداف خود را از راه هاي زير تحقق مي بخشد:

الف ـ شناسايي و ارتباط با جمعيت ها و انجمن ها و شخصيت‌هاي گوناگون مسلمان به منظور ايجاد زمينة فعاليت‌هاي مشترك.

ب ـ تأليف، تحقيق، نشر و توزيع كتب و مطبوعات و تحقيقات و بررسي هاي علمي و اجتماعي مناسب در زمينة مسائل مشترك مذاهب اسلامي.

ج ـ ايجاد و گسترش فعاليت‌هاي حوزوي و دانشگاهي در زمينة علوم اسلامي.

د ـ برگزاري كنفرانس و حضور و شركت در مجامع مناسب.

هـ ـ عضويت در مجامع بين المللي از قبيل سازمان كنفرانس اسلامي و سازمان ملل متحد (بخش سازمان هاي غير دولتي).

و ـ تأسيس جماعت‌هاي تقريبي در نقاط مختلف دنيا.

ز ـ كمك به انجمن ها، مؤسسات و افراد متمايل به تقريب.

ح ـ در صورت لزوم، تأسيس مراكز، شعب و نمايندگي در مناطق مهم.

فصل چهارم: اركان

مادة هفتم: اركان مجمع تقريب عبارت است از:

الف ـ مجمع عمومي

ب ـ شوراي عالي

ج ـ دبير كل

فصل پنجم: مجمع عمومي

الف ـ تشكيل مجمع عمومي

مادة هشتم: اعضاي مجمع عمومي از ميان علما، متفكران و پيشوايان مذاهب اسلامي سراسر جهان كه موافق فكر تقريب مذاهب اسلامي باشند توسط شوراي عالي براي مدت شش سال انتخاب مي شوند.

مادة نهم: عضويت اعضاي مجمع عمومي قائم به شخص است.

مادة دهم: اجلاس عادي مجمع عمومي هر دو سال يك بار خواهد بود. در صورت ضرورت، اجلاسيه هاي فوق العادة مجمع عمومي با تصويب شوراي عالي تشكيل مي شود.

مادة يازدهم: اجلاس مجمع عمومي با حضور اكثريت كل اعضا رسميت مي يابد و اعتبار مصوبات با نظر اكثريت حاضر در اجلاس خواهد بود.

ب ـ وظايف و اختيارات

مادة دوازدهم: وظايف و اختيارات مجمع عمومي عبارت است از:

ـ تصويب آيين نامة داخلي مجمع عمومي.

ـ بررسي و اظهار نظر در مورد گزارش دبيركل از فعاليت‌هاي انجام شده.

ـ بررسي و تصميم گيري دربارة مسائل ارجاعي از طرف شوراي عالي.

ـ بررسي مسائل و مشكلات كلي جوامع اسلامي و ارائة راه حل ها.

فصل ششم: شوراي عالي

الف ـ تشكيل شوراي عالي

مادة سيزدهم: اعضاي اين شورا از ميان علما، متفكران و شخصيت‌هاي  مذاهب معتبر اسلامي توسط ولي امر مسلمين براي مدت 6 سال منصوب مي شوند.

تبصرة 2: دبيركل، عضو شوراي عالي خواهد بود.

تبصرة 3: هر يك از اعضاي شورا، عضو مجمع عمومي مجمع تقريب نيز هست.

تبصرة 4: انتصاب مجدد اعضاي شوراي عالي بلا مانع است.

مادة چهاردهم: شوراي عالي در برابر ولي امر مسلمين در حدود اختيارات و مسؤوليت‌هاي محوله، مسؤول و پاسخگوست.

مادة پانزدهم: تعداد اعضاي شوراي عالي حداقل 15 نفر و حداكثر 21 نفر است.

مادة شانزدهم: با تصويب اكثريت اعضاي شوراي عالي دو نفر از اعضا به عنوان رئيس و نايب رئيس به مدت دو سال انتخاب خواهند شد.

تبصرة 5: شوراي عالي يك نفر را به عنوان دبير جلسات انتخاب خواهد كرد.

مادة هفدهم: جلسات شوراي عالي با حضور اكثريت اعضاي موجود در ايران رسميت پيدا مي كند و مصوبات آنان با اكثريت حاضران معتبر است.

مادة هجدهم: دعوت به جلسات به عهدة دبيركل است و در صورت لزوم، به درخواست رئيس يا يك سوم اعضاي موجود در ايران جلسات تشكيل مي شود و دعوت براي تشكيل هر يك از جلسات مجمع عمومي يا شوراي عالي به وسيلة نامة خصوصي يا درج در يكي از روزنامه هاي كثيرالانتشار به عمل مي آيد و فاصلة دعوت از روز انتشار تا تشكيل جلسه، حداقل 10 روز و حداكثر 40 روز خواهد بود.

مادة نوزدهم: قبول استعفا، عزل و يا جاي گزيني هر يك از اعضاي شوراي عالي با ولي امر مسلمين است.

تبصرة 6: غيبت چهار جلسة متوالي و غير موجه اعضا به منزلة استعفاي از عضويت است.

ب : وظايف و اختيارات

مادة بيستم: وظايف و اختيارات شوراي عالي مجمع تقريب عبارت است از:

1 ـ تصويب آيين نامة داخلي شوراي عالي و آيين نامه هاي مجمع تقريب.

2 ـ تصويب سياست ها و برنامه هاي مجمع تقريب.

3 ـ انتخاب ساير اعضاي مجمع عمومي و انجام هرگونه تغييري در آنان.

4 ـ پيشنهاد هرگونه تغييري در اساسنامة مجمع تقريب به ولي امر مسلمين.

5 ـ پيشنهاد يك نفر به‌عنوان دبيركل مجمع تقريب به ولي امر مسلمين جهت تصويب.

6 ـ تصويب تأسيس مراكز، شعب و دفاتر نمايندگي مجمع تقريب در سراسر جهان.

7 ـ تشكيل كميته هاي تخصصي، عنداللزوم.

8 ـ تصويب تشكيلات مجمع تقريب.

9 ـ تصويب بودجه و هزينه هاي سالانة مجمع تقريب و پيشنهاد آن به دولت بر اساس نياز مجمع.

10 ـ اهتمام در تأمين نيازهاي مالي مجمع تقريب.

11 ـ نظارت بر حسن اجراي فعاليت‌هاي مجمع تقريب.

12 ـ بازرسي از نحوة فعاليت‌هاي مجمع تقريب.

13 ـ پيگيري اجراي مصوبات مجمع عمومي.

14 ـ تصويب رؤساي شعب و نمايندگي هاي مجمع.

فصل هفتم: دبيركل

الف ـ انتخاب دبيركل

مادة بيست و يكم: دبيركل، عالي ترين مسئول اجرايي مجمع تقريب است كه با پيشنهاد شوراي عالي توسط ولي امر مسلمين به مدت چهار سال منصوب مي شود.

تبصرة 7: قبول استعفا و يا عزل دبيركل با ولي امر مسلمين است.

مادة بيست و دوم: در صورت وفات، استعفا و يا عزل دبيركل يك نفر از اعضاي شوراي عالي با انتخاب شوراي عالي تا تعيين دبيركل جديد عهده دار وظايف او خواهد بود.

ب : وظايف و اختيارات

مادة بيست و سوم: وظايف و اختيارات دبيركل عبارت است از:

ـ پيشنهاد سياست ها و برنامه هاي مجمع تقريب به شوراي عالي.

ـ پي گيري و اجراي مصوبات شوراي عالي.

ـ مديريت و نظارت بر كلية فعاليت‌هاي اجرايي مجمع تقريب.

ـ دعوت به جلسات شوراي عالي و مجمع عمومي و ساير جلسات عمومي.

ـ تهيه و تدوين گزارش فعاليت‌هاي انجام شده و ارائة آن به شوراي عالي و مجمع عمومي جهت ارزيابي.

ـ تشكيل كميته هاي موقت بر حسب ضرورت.

ـ انتصاب معاونان مجمع تقريب با اطلاع شوراي عالي.

ـ انتصاب رؤساي نمايندگي هاي آن در داخل و خارج از كشور با تصويب شوراي عالي و عزل يا قبول استعفاي آنان.

ـ پيشنهاد بودجه و هزينه هاي سالانة مجمع تقريب به شوراي عالي و پي گيري آن از طريق مراجع ذيربط.

ـ امضاي موافقتنامه ها، اسناد مالي، حقوقي و ثبتي و هرگونه تغييرات مربوط و استيفاي حقوق مجمع.

ـ انجام ساير امور محوله از سوي ولي امر مسلمين و شوراي عالي.

مادة بيست و چهارم: دبيركل مي تواند بخشي از وظايف و اختيارات خود را به معاونان و مديران تفويض نمايد؛ به شرط اين كه مخل به وظايف و اختيارات اساسي دبيركل نباشد.

مادة بيست و پنجم: دبيركل سخنگوي مجمع تقريب بوده و در مقابل شوراي عالي مسؤول و پاسخگوست.

تبصرة 8: كلية اوراق و اسناد مربوط به مجمع از قبيل چك، سفته، برات، قراردادهاي تعهدآور و اسناد رسمي با امضاي دبيركل و معاون پشتيباني و با مهر مجمع معتبر مي باشد.

فصل هشتم: منابع مالي

مادة بيست و ششم: منابع مالي مجمع تقريب عبارت است از:

ـ موقوفات، نذورات و كمك هاي دريافتي از محل وجوهات شرعيه

ـ درآمدهاي متفرقه

ـ كمك بلاعوض اشخاص حقيقي و حقوقي

ـ دريافت وام با تصويب شوراي عالي از منابع مختلف در مواقع ضروري

ـ ساير درآمدهايي كه منابع آن به تصويب شوراي عالي برسد.

فصل نهم: متفرقه

مادة بيست و هشتم: در صورت انحلال مجمع تقريب، كلية اموال منقول و غير منقول آن جهت صرف در مصالح امت اسلامي در اختيار ولي امر مسلمين قرار مي‌گيرد.

مادة بيست و نهم: هم‌كاري با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در امور بين الملل ضرورت دارد.

مادة سي ام: اين اساس‌نامه در نه فصل و سي ماده و هشت تبصره به پيشنهاد دبيركل در تاريخ 17/7/1380 به تصويب شوراي عالي مجمع رسيد.

ج ـ منشور وحدت اسلامي

بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين والصلاة والسلام على سيد البشرية وأسوتها محمد النبي الامين وآله الطاهرين و صحبه الميامين ومن تبعهم باحسان الى يوم  الدين.

برپاية ايمان به اين كه اسلام، امانتي نزد مسلمانان است و دفاع از حريم و مقدسات آن بر همه واجب است، و با ملاحظة تأكيد اسلام بر پاي‌بندي به همة اموري كه به وحدت اسلامي مي‌انجامد و روابط برادرانه را بين امت‌ها  استوار مي‌سازد و منطق صحيح و زبان گفت وگوي سازنده را ترويج مي‌نمايد و همكاري، همبستگي، همدلي بين مسلمانان و پاسداري از مصالح عالية اسلام را تحقق مي‌بخشد، و نظر به ابعاد تهاجم گسترده و ناجوانمردانة استكبار جهاني و صهيونيسم بر فرهنگ، ارزش ها، منافع و استقلال امت اسلامي و با تأكيد بر ضرورت بسيج همة نيروهاي مادي و معنوي در برابر اين تجاوزات و دشمني ها، ما دانشمندان و متفكران امضا كنندة اين منشور، پس از آگاهي از گام‌هاي استواري كه علماي مسلمان در گذشته، در مكة مكرمه، تهران، امّان، قاهره و ... برداشته‌اند، بر ايمان و پاي‌بندي خود به مباني، اصول و شيوه‌هاي زير تأكيد نموده، ديگران را به التزام به آن دعوت مي‌كنيم:

مباني:

يكم، اسلام دين خاتم و تنها راه پيشرفت انسان و امانتي نزد مسلمانان است؛ از اين‌رو بر مسلمانان است كه آن را در همة عرصه‌هاي زندگي پياده كنند، به آموزه‌ها و راهنمايي‌هايش جامة عمل بپوشانند، از حريم و مقدسات آن دفاع كنند و مصالح عالية آن را بر تمام مصلحت‌ها مقدم بدارند.

دوم، قرآن مجيد و سنت شريف نبوي(ص) دو منبع اساسي قانون گذاري اسلام و ساير تعاليم آن هستند و همة مذاهب اسلامي بر حجيت و حقانيت اين دو منبع، اتفاق نظر دارند و اعتبار ساير منابع را برگرفته و مستند به اين دو مي‌دانند.

سوم، ايمان به اصول و اركان زير، ملاك مسلماني افراد است:

الف ـ ايمان به يگانگي خداوند متعال (توحيد)؛

ب ـ ايمان به نبوت و خاتميت رسول اكرم(ص) و اين كه سنت آن حضرت، يكي از دو منبع اساسي دين است؛

ج ـ ايمان به قرآن كريم، مفاهيم و احكام آن، به عنوان منبع اول دين اسلام؛

د ـ ايمان به معاد؛

ه‍ ـ ايمان به وجوب اركان پنجگانة اسلام و عدم انكار مسلّمات مورد اتفاق و ضروريات دين .

چهارم، به رسميت شناختن اصل اجتهاد و آزادي بحث، زيرا اسلام با پذيرش اجتهاد، اختلاف ديدگاه‌ها را طبق ضوابط شرعي پذيرفته است؛ از اين رو بر مسلمانان است كه تنوع اجتهادها را امري طبيعي بدانند و به رأي ديگران احترام بگذارند.

پنجم، وحدت امت اسلامي و پاسداري از مصالح و منافع عمومي مسلمانان، وظيفه‌اي ديني و ضرورتي حياتي است و برادري اسلامي اساس هر نوع همكاري، تعامل و همبستگي بين مسلمانان به شمار مي‌رود.

چشم‌اندازها:

ششم، ضرورت دارد علما و انديشمندان اسلامي موارد زير را نصب العين خويش قرار دهند:

1- تلاش براي نزديك ساختن جامعة امروز اسلامي به وضعيتي كه قرآن مجيد ترسيم نموده و پيامبر اكرم(ص) در راه تحقق بخشيدن به آن كوشيده است؛ و به منظور گسترش برادري ديني، همكاري وهمياري و تقوا پيشه‌نمودن و ايستادگي در برابر چالش ها، توصيه به حق و صبر و دوري از تفرقه و كشمكش و هر چه باعث سستي و ضعف مسلمانان مي‌شود.

2- الگو قرار دادن رفتار ائمة مذاهب اسلامي با يك‌ديگر و گسترش آن در ميان پيروان امروز آنان.

3- گسترش فرهنگ همبستگي بين مسلمانان تا جايي كه همة آنها اختلافات فكري بين خود را پذيرفته و آن را نتيجة اجتهاد قانونمند مذاهب بدانند.

هفتم، تقويت، تعميق و هدايت بيداري اسلامي به‌منظور آشنايي مسلمانان بايكديگر از رهگذر، تحقق الفت و برادري ديني برپاية اصول ثابت و مشترك اسلامي.

زمينه‌هاي تقريب:

هشتم، تقريب مذاهب اسلامي همة عرصه‌هاي زندگي پيروان مذاهب را در برمي‌گيرد و شامل عقايد، فقه، اخلاق، فرهنگ و تاريخ مي‌شود.

برنامه‌هاي عمومي:

نهم، علاوه بر آنچه گذشت، برداشتن گام‌هاي زير هم براي تحقق تقريب مذاهب اسلامي لازم است:

1- ضرورت همكاري كامل در مواردي كه مسلمانان برآن اتفاق نظر دارند.

2- بسيج همة نيروهاي مادي و معنوي در راه اعتلاي كلمة الله و اجراي اسلام به‌عنوان استوارترين راه سعادت.

3- موضع گيري هماهنگ و واحد در برابر دشمنان اسلام، به خصوص در مسائلي كه مورد اهتمام همة امت اسلامي است؛ مثل مسئلة افغانستان، عراق و...

4- خودداري مسلمانان از تكفير، تفسيق وناسزاگويي به مخالفان مذهبي خود. ما به عنوان مسلماناني كه به مشروعيت اجتهاد در چارچوب منابع اسلامي باور داريم، بايد لوازم و تبعات اين اصل را نيز بپذيريم؛ هر چند، نظر اجتهادي ديگران به باور ما خطا باشد. بايد داوري خود دربارة اختلافات را از سطح ايمان و كفر، به سطح درست و نادرست، تغيير دهيم. همچنين  تكفير ديگران به خاطر لوازم گفته يا رأي آنان كه به گمان ما به انكار اصول دين منجر مي‌شود، ولي آنان خود اين لوازم را قبول ندارند، جايز نيست.

5- برخورد محترمانه با اختلافات، به عنوان نتيجة پذيرش تعدد اجتهاد در اسلام.

6- وقتي اسلام پيروان خود را به حكمت، موعظة حسنه و دوري از اعمال تحريك‌آميز در مناسبات خود با ساير اديان توصيه مي‌كند و از مسلمانان مي‌خواهد به عقايد باطل غير مسلمانان بي‌حرمتي ننمايند، به طريق اولي در مناسبات بين مسلمانان، بر اصل اجتناب از بي‌حرمتي به معتقدات پيروان مذاهب اسلامي و احترام به اهل بيت پاك رسول‌الله(ص) و اصحاب راست کردارش تأكيد مي‌نمايد.

7- عدم تحميل پيروي از مذهبي خاص بر مردم توسط هيئت‌هاي ديني و حكومت ها با سوءاستفاده از ضعف و نياز آنان؛ بايد با احترام به مذاهب اسلامي معتبر، بر اساس اصول ياد شده، پيروان آنها را از تمام حقوق شهروندي برخوردار ساخت.

8- در مسائل مربوط به احوال شخصيه، پيروان مذاهب اسلامي تابع مقررات مذهب متبوع خود هستند؛ اما در امور مربوط به نظم عمومي، قوانين جاري كشور متبوع آنان، حاكم خواهد بود.

9- از آن‌جا كه قرآن كريم مسلمانان را به اصل گفت وگوي منطقي با ديگران به دور از هياهو و ايجاد رعب و به هدف دستيابي به حقيقت، دعوت كرده است، بنابراين بر مسلمانان واجب است اختلافات خود را از طريق گفت وگوي مسالمت‌آميز و با رعايت آداب منطقي و اخلاقي حل كنند و در اين راه با تعيين هيئت‌هاي علما يا مشترك براي حل اختلافات فيمابين، گام‌هاي عملي بردارند و به بعد عملي تقريب و تبلور ارزش هاي آن در زندگي اهتمام داشته باشند.

10- واگذاشتن بحث و گفت‌وگو در جنبه‌هاي تاريخي، عقيدتي و فقهي مورد اختلاف بين مسلمانان به متخصصان، تا با تكيه بر روح برادري، بي‌طرفي و حقيقت‌جويي انجام شود. از اين رو شايسته است مراكزي خاص براي گفت وگو در مسائل عقيدتي، فقهي و تاريخي تأسيس گردد.

11- آموزش فقه وحدت اسلامي، آداب اختلاف، گفتگو و مناظره وآشنايي با اجتهاد در فقه، كلام، تفسير واحاديث مشترك و مقايسة بين آنها در فضايي از احترام متقابل و عدم خرده‌گيري نسبت به آراي يكديگر در مراكز علمي، دانشگاه‌ها و حوزه‌هاي علوم ديني.

12- احياي مكتب هاي تربيتي پاي‌بند به كتاب و سنت، به عنوان وسيله‌اي براي كاهش گرايش‌هاي مادي افراطي و راه‌حلي جهت پيش‌گيري از فريب‌كاري مسلك هاي نوظهور و ناآگاه نسبت به اصول اسلامي.

13- اهتمام علماي مذاهب به ترويج شيوة اعتدال و ميانه‌روي، با به‌كارگيري همة ابزارهاي علمي، ملاقات ها، سمينارهاي علمي- تخصصي و كنفرانس هاي عمومي با استفاده از مؤسسات «تقريبي» و با هدف تصحيح نگاه به مذاهب اعتقادي، فقهي و تربيتي به عنوان شيوه‌هاي گوناگون اجراي اسلام و اين كه اختلاف بين مذاهب، اختلاف تنوع و تكامل است، نه اختلاف تضاد؛ و نيز ضرورت شناخت ويژگي‌ها و امتيازات هر يك از مذاهب و آشنايي با ادبيات آنها.

14- مقابله با مكاتب و گرايش هاي فكري افراطي و تندرو كه با كتاب و سنت در تعارض است. در اين راه، افراط و تفريط و پذيرش دعوت‌هاي مختلف جايز نيست و بايد ضوابط مذكور دربارة شرايط اسلامي بودن گروه ها و گرايشات را در نظر داشت.

15- تأكيد بر عدم مسئوليت مذاهب اعتقادي، فقهي و تربيتي در برابر اعمال اشتباه افراد منتسب به آنها؛ مانند: كشتار بي گناهان، هتك آبرو، تكفير، ناسزاگويي، نابود كردن سرمايه‌ها وغيره. و ضرورت اتخاذ تصميماتي براي جلوگيري از اعمالي كه شكاف بين مسلمانان را بيشتر مي‌كند و نسبت كفر و گمراهي را متوجه آنان مي‌سازد. و نيز تلاش براي دوري از اعمال تحريك كننده و فتنه‌انگيزي كه باعث خشم مسلمانان مي‌شود و به پراكندگي امت اسلامي فرا مي‌خواند.

16- انحصار صدور فتوا به دانشمنداني كه در شناخت كتاب خدا، سنت پيامبر اكرم(ص)، فقه و اصول تخصص داشته، و توانايي استنباط احكام شرعي از منابع آن را دارند و به موضوعات، اوضاع و احوال مردم و مقتضيات زمان آگاه هستند. و به منظور حل مشكلات، در صدور فتوى، اولويتها را مراعات مي‌نمايند.

د) مجمع عمومي

مجمع عمومي يكي از اركان مجمع است و اعضاي آن از بين علما و انديشمندان مذاهب اسلامي معتقد به انديشة تقريب مذاهب انتخاب ميشوند. براساس آيين نامه، نشست اعضاي اين مجمع هر دو سال يك بار برگزار ميشود. مسائلي كه در هر نشست بررسي مي‌شود، مشكلات و مسائل عمومي جوامع اسلامي و راه حل آن، مسائل ارجاعي از سوي شوراي عالي به مجمع عمومي، و گزارش دبير كل از فعاليت‌هاي مجمع مي باشد.

تاكنون 208 نفر عضو مجمع عمومي انتخاب شده اند و دايرة انتخاب اعضا، محدود به اين تعداد نخواهد بود

نشست هيئت رئيسة مجمع عمومي، سالانه برگزار مي شود. نشست اول اين هيئت رئيسه در شوال سال 1426 در اصفهان و قسمت‌هاي دوم و سوم آن در ربيع الاول سال‌هاي 1428 و1430 درتهران برگزار شد.

مجمع عمومي داراي چهار كميته به شرح زير است:

 

الف) كميتة اقليت‌هاي مسلمان.

ب) كميتة تبليغات.

ج) كميتة چالش هاي فراروي امت اسلامي.

د) كميتة زنان و نقش آنان در تقريب مذاهب.

 

نشست اول كميته هاي مجمع عمومي، شوال 1426 هـ.ق. در اصفهان

نشست دوم، ربيع الاول 1428 هـ. ق در تهران

نشست سوم، ربيع الاول 1430 هـ. ق در تهران

هـ) شوراي عالي

 شوراي عالي، دومين ركن مجمع است واعضاي آن را ولي امر مسلمين براي شش سال منصوب مي نمايد. اعضاي شوراي عالي عضو مجمع عمومي نيز هستند و تعداد آنان بين 15 و 22 نفر است. مسئوليت اين شورا، برنامه ريزي و موافقت با طرح هاي مجمع در زمينه هاي گوناگون مي باشد. شرح وظايف اين شورا را مي توان در مادة بيستم از فصل ششم اساسنامه ملاحظه نمود. شوراي عالي تا پايان سال 1430هـ.ق/ 1389ه.ش 159 نشست داشته است.

پيش از اين، شهيد محراب آيت الله سيد محمد باقر حكيم(ره) عهده دار رياست شوراي عالي مجمع بود كه بعد از اداي نماز جمعه در نجف اشرف و در كنار مرقد مطهر جدش امير مؤمنان به دست دشمنان اسلام به شهادت رسيد.

و) دبيركل مجمع

دبير كل مجمع، مسئول عالي اجرايي و سخنگوي رسمي مجمع هستند كه با پيشنهاد شوراي عالي و حكم ولي امر مسلمين به مدت چهار سال انتخاب مي شوند و بر همة فعاليت‌هاي علمي، فرهنگي، آموزشي، بين المللي، نشر كتاب و مجله نظارت دارند و گزارش فعاليت ها را به مجمع عمومي و شوراي عالي ارائه مي نمايند.

انتخاب دبيركل از ميان شخصيت‌هاي علمي ممتاز وفعال در عرصة تقريب مذاهب صورت مي‌گيرد.

 

[ دفعات بازدید: 9198]